براستی می دانید شب چله به چه شبی گفته می شود؟ چله بزرگ در زبان روستایی خودمان یعنی چه و به چه روزهایی گفته می شود؟

چقدر با چله کوچک آشنایی دارید؟ آیا می دانید به چه معناست و چرا به این نام نهاده شده است ؟

آیا تا به حال کلمه چهار اندر چهار به گوشتان خورده است ؟ وقتی می گویند فلانی فرزند چهار اندر چهار است یعنی چه؟

این ها از عناوین و اسامی است که در روستای شم آباد هم مانند دیگر جاها برخی از سالها را با این اسم و عنوان خاص می شناسند. بنا بر پرس و جوهایی که شده مطالبی چند در اینباره تقدیمتان می کنیم و بسیار خوشحال خواهیم شد این مطالب را با تحقیقات و مطالب تکمیلی شما عزیزان کاملتر کنیم و یا احیانا اشتباهات احتمالی را رفع نمائیم. از کسانی که توفیق همراهی با گنجینه های خاطرات قدیم و قدیمی های روستا را دارند  و با پیرمردان و پیرزنان این عزیزان ارزشمند و برکات روستا همراهند درخواست می کنیم با پرس و جو درباره سابقه روستا ، آداب و رسوم روستا و یا مطالبی از قبیل همین مطالب فوق یا ارسال تصویری در این زمینه ها یشتر از روستا بدانیم و بهتر مستند تر و دقیق تر برای آیندگان به یادگار بسپاریم. بهوش باشیم که با غفلت ما این امر روز به روز دشوارتر خواهد شد.

   

اما چله:

گوینداین شب قدمتی بیش از 3000 سال در تاریخ و فرهنگ سبزوار دارد. مردم این منطقه معتقدند اگر بتوانند «چله» بزرگ را به سلامت پشت سر گذارند از بقیه‌ی زمستان ترسی نداشته چراکه عقبه‌ سختی ندارد. از زمان قدیم در شم آباد رسم بر این بوده که کوچکترها در منزل بزرگترها جمع می‌شدند، هر خانواده‌ای خوراکی پخته یا خُشکه برای گذاشتن در سفره یا «مجمعه» روی کرسی می‌آوردند.

 

هندوانه، خربزه، انگورآونگی، سیب، گلابی، زَردک(هویج محلی) و شلغم، انواع حلواهای آردی و با شیره‌ی انگور، انواع تنقلات شامل کشمش، مویز (میمیز  )، انواع تخمه تف داده کدو ،هندوانه، آفتاب گردان، گندم ،غیصی(برگه زدآلو) میمیز  و میوه هایی مانند هندوانه تخمه ژاپنی انار گردو کدو حلوائی ، چقندر لبو روغن زرد با قوشتلی (رشته آش تف داده) قرمه و کرسی آتشی وچراغ گرسوز و توری و... از خوراکی‌های داخل سفره یا «مجمعه»  خاطرات باقی مانده از شب «چله»  در روستای شم آباد بود از چایی‌های معروف در این شب را چای «کِتلِه کِتی یا کاکوتی» و چای اِوِشو(آویشن) بود.‌در شم آباد درگذشته قسمتی از خانه که به‌اصطلاح «نِسَر یعنی جایی که آفتاب نخورد» را ریسمان‌کشی کرده و انگور را به این آونگ یا ریسمان‌ها می‌آویختند که این انگورها را انگور« آونگی» می‌گفتند.اگر در شب چله برف باریده باشد، یکی دیگر از رسوم مردم خوردن برف شیره(نه ماست شیره!)؛ معجونی از برف و شیره انگور است.

 

  چله بزرگ :

چهل روز از زمستان را که از 1 دی ماه یعنی اول شب یلدا شروع می شود و تا 10 بهمن ادامه می یابد را به این نام می خوانند در واقع فصل زمستان را به چند بخش تقسم می کنند چهل روز اول زمستان را چله بزرگ می گویند چله می گویند چون چهل روز است و یزرگ می خوانندش چون نسبت به دو  بخش دیگر زمستان بزرگتر و طولانی تر است.

چله کوچک :

بخش دوم فصل زمستان را چله کوچک مب گویند که بعد از اتمام چله بزرگ زمستان یعنی از 10 بهمن شروع می شود و تا آخر بهمن ادامه می یابد از آنجا که مدت این چله 20 روز است و نسبت به بخش اول زمستان یعنی چله بزرگ 40 روزه ، کوتاهتر است بنام چله کوچک می خوانندش و معتقند که چله کوچک بسی سردتر و پر سوزتر از چله بزرگ است . و از زبان چله بازگو می کننده که می گوید :« اگر عمرم به اندازه عمر برادر بزرگم ( چله بزرگ ) می بود . پیره زن ( نشسته ) در برابر تنور و کودک داخل گهواره را از سوز سرما خشک و بی جان می کرد م »

چهار اندر چهار :

این دوبرادر ( چله بزرگ و کوچک ) در هشت روز با دیگر و در کنار همدیگر هستند که آن 8 روز را « چار چار »* می نامند . که به چهار روز آخر چله بزرگ و چهار روز اول چله کوچک گفته می شود .و عقیده را بر آن است که در این 8 روز درختان برا بیدار شدن از خواب زمستانی آماده و مهیا می گردند .و گویند :« چهار چهار رفت و شش روزه آمد    بر روی سنگها گیاه و سبزه روئیده »

ششله :

البته این را در ادبیات روستایمان نشنیده ام اما در بسیاری این نام را در کنار چله بزرگ و چله کوچک استفاده می کنند. برخی گویند که ششله همان شش روز آخر چله کوچک است و برخی دیگر را عقیده براینست که ششله یک روز آخر چله کوچک و پنج روز پس از آن است . و طبق یک افسانه قدیمی در ششله چنان هوا سرد می شود که « همی » *** و « ممی » **** پسران « دایا » ( پیره زن – در اینجا منظور ننه سرما است ) وقتی که از خانه برای تهیه آذوقه و شکار بیرون می روند از شدت سرما و سوز سرما خشک سده و می میرند . و دیگر به خانه بر نمی گردند .و مادر انها ( دایا )پس از شنیدن خبر مرگ ایشان عصبانی و ناراحت شده و گریبان خود را چاک کرده بر سر و سینه می کوبد .و بر اثر این شیون او گردنبندش پاره شده و دانه داخل آن بر زمین می ریزد و دانه های گردنبند به صورت بارش تگرگ بر زمین می ریزند .دایا پس از آنکه اینگونه شیون کرد . از ناراحتی تکه چوب نیم سوزی را از اجاق بیرو آورده وبرای گرفتن انتقام قصد به سوزاندن دنیا می کند لذا آنرا پرتاب می کند ومویه کنان این شعر را می خواند :« همی رفت و ممی رفت دل را به چه کسی خوش کنم. تکه چوب نیم سوزی پرتاب کنم . و دنیا را به آتش بکشم »
می گویند اگر این تکه نیم سوز در خشکی بیافتد سالی پیش رو سالی گرم و خشک و کم بارا ن است و اگر نیمسوز در دریا و یا آب بیافتد گویند که سال آیند خنک و پر باران است .

در واقع وافع چهار روز انتها چله بزرگ  چهار روز ابتدای چله کوچک را که به هم پیوسته اند به این نام خوانده می شوند یعنی از 6 بهمن تا 14 بهمن به مدت 8 روز را چهار اندر چهار می گویند چون دو تا چهار روز است به چهار اندر چهار گ.یند اما چرا این چهار روز را از مابقی چله بزرگ و کوچک گلچین و جدا می کنند؟قدیمی ها معتقد بودند در این 8 روز اصلا به هوای نمی شود اطمینان کرد بلکه هر دقیقه اش می تواند یک جور باشد مثلا یک لحظه اش آفتابی الست و بعد چند دقیقه ناگهان بارانی می شود.قدیمیان معتقد بودند در این 8 روز نباید سفر رفت چون معمولا در زمان قدیم مردم با پای پیاده و یا با اسب و ... مسافرت میکردند و روز ها و شبها در راه بودند مسافرت در این ایام به خاطر آب و هوایی مشکل آفرین و غیر قابل پیش بینی بودن آب و هوا منع می شد

ماه نوروز :

قسمت سوم از فصل زمستان رابه این نام می خواندند زیزا نشانه نزیک شدن به سال جدید و به استقبال رفتن سال نو می پنداشتند از نظر زمانی به ایام بعد از اتمام چله کوچک اطلاق می شد یعنی از اول اسفند تا وقتی که بخار از زمین در بیابان ها بلند می شد و برف و باران و رطوبت زمین در حال بخار شدن و بالا رفتن به آسمان فضا را بهاری می کرد.

31 تیرماه 1396




ارسال دیدگاه

ارسال نظر

  • IMG_0988
  • jquery slider
  • IMG_1081
IMG_09881 IMG_10792 IMG_10813
bootstrap carousel by WOWSlider.com v8.7


سایر خدمات

  • طراحی گرافیک

  • طراحی سایت

  • طراحی لوگو سایت

  • طراحی استیکر تلگرام

شماره تماس : 09195948285